تاب آوری

تاب آوری

تاب آوری

ضمن سلام و خداقوت به شما دوست عزیز

امیدوارم تا به این لحظه از زمان که در حال خواندن این مقاله هستید ساعات خوبی را سپری کرده باشید.

تصمبم گرفتم در مقاله مبحث تاب آوری را به طور کامل مورد بررسی قرار دهم پس با من همراه باشید.

این واژه از علم فیزیک برگرفته شده است و معنی واقعی آن یعنی به عقب پریدن یا جهش به عقب میباشد.

  اما در روانشناسی یعنی قرار گرفتن در یک شرایط نامناسب و انجام واکنش مناسب میباشد یا شاید ایجاد برقراری مناسب در شرایط نامطلوب میباشد.
درواقع تاب آوری زمانی اتفاق میافتد که در فرایند زیستی نا مناسب قرار میگیریم اما با استفاده از نیروهای انگیزشی و افکار مثبت بهترین راه را برای این شرایط نامناسب زیستی پیدا میکنیم، سپس برای رفع آن اقدام مینماییم.

تعریف تاب آوری

تاب آوری

تاب آوری یعنی برگشت از شرایط و اتفاقات نامطلوب زیستی به شرایط سازگار و طبیعی زندگی است .
تاب آوری یک مکانیسم خود تنظیمی است که باعث میشود در شزایط سخت زندگی راهکارهایی را شناسایی کنیم تا آن شرایط سخت را از حالت پررنگ به حالت کم رنگ تبدیل نماییم.
تحقیقات نشان داده که افراد با تاب آوری بالاتر نتها در شرایط سخت میتوانند نسبت به دیگران زنده بمانند بلکه میتوانند موفقیت های بیشتری را نسبت به سایر افراد بدست آوردند

حرف آخر در این مقاله را در همین ابتدا به شما خواهم گفت
تاب آوری یعنی زنده ماندن و غلبه بر شرایط سخت زندگی میباشد.

تحقیقات تاب آوری

تاب آوری

در بررسی های انجام شده درباره نوجوانانی که در خانواده هایی با تنش های زیاد (فقر – اعتیاد – طلاق – درگیری های شدید – والدین زندانی ) زندگی کرده اند در سنین بالاتر نسبت به افراد دیگری که در این شرایط  رشد نکرده اند با این اتفاقات بیشتر مواجه شده اند اما نتایج تحقیقات بسیار تعجب انگیز است زیرا نشان میدهد که حدود 50 درصد این افراد خود را قربانی شرایط بوجود آمده نمیدانند و با تمام تلاش های خود شرایط زندگی را به نفع خود تمام میکنند و با گذشت زمان به افراد موفق جامعه تبدیل میشود .انگار سختی و تنش زیاد آنها را به افرادی با قدرت تحمل شخصیت های قوی فیلم های سینمایی تبدیل کرده است

به اینها انسان های تاب آور گویند.

مشخصات انسان های تاب آور

تاب آوری

انسان های تاب آور ذهن تحلیل گرا دارند : یعنی هنگامی که در شرایط سخت قرار میگیرند میتوانند شرایط را تحلیل کنند و بهترین راه را برای آن اتخاذ کنند.
اتاق فکر دارند : منظور از اتاق فکری این نیست که یک محیط با 4 دیوار در اختیار دارند و در آن فکر کنند منظور این است که آنها با استفاده از بارش فکری هر آنچه را که در اثر فکر کردن به ذهنشان میرسد از ساده ترین با مهمتر افکار را در یک برگه کاغد مینویسند و از میان آنها بهترین افکار را به اجرا در می آودرند.

لیست کردن مشکلات

این افراد ابتدا تمام مساله و مشکلات را الویت بندی کرده و در لیست خود قرار میدهند تا بتوانند به راحتی سخت ترین و پر تاثیرترین آنها را انتخاب نمایند
لیست کرده راه حل مسایل : این افراد علاوه بر اینکه مسایل خود را به ترتیب اولویت بندی میکنند بلکه راه حل مسایل را هم الویت بندی میکنند تا بهترین راه حل ها را اول امتحان نمایید.
اجرا : زمانی که مسایل و راه حل ها را الویت بندی کردند تمام انرژی خود را روی این موضوع قرار میدهند تا اینکه مشکلات را حل کنند .
نمونه این از افراذ تاب آور را میتواند از کوه نوردان ،فوتبالست ها ،کشتی گیران و افرادی که یکی از مهمترین افراذ خانواده خود را از دست داده اند را نام برد.

بررسی تاب آوران از نظر ارتباطات اجتماعی

افراد تاب آور معمولا راحت تر از دیگران ارتباط برقرار میکنند و در شرایط سخت نسبت به دیگران خیلی راحت تر خودشان را شادتر نشان میدهند.
این افراذ به دلیل اینکه تاب آوری بالایی دارند بهتر میشود به عنوان یک سنگ صبور به آنها نگاه کرد به همین دلیل بهترین گوش دهنده ها هم هستند.
در بسیاری از اتفاقات مثل سیل – زلزله و هر بلای طبیعی که در جامه اتفاق می افتد به راحتی میتوانیم تعداد بسیار زیادی از این افراد را در حین کمک کردن به آسیب دیده گان را پیدا کنیم

آیا تاب آوری ژنتیکی است
سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا تاب آوری یک ویژگی ژنتیکی است ؟
تا به این لحظه که در حال نوشتن این مقاله در رابطه با تاب آوری هستم هیچ منبع مهمی درباره این موضوع که ژنی که باعث تاب آوری در هیچ سایتی منتشر نشده

چطور تاب آور شویم

تاب آوری

برای اینکه بتوانیم این مهارت مهم را در خود پرورش دهیم باید یکسری از مهارت هایی که بوجود آورنده مهارت نهایی که همان تاب آوری است را انجام دهیم.
شوخ طبع باشیم : توجه داشته باشیم که شوخ طبع باشیم اما حق نداریم با شوخ طبعی خود دیگران را مسخره کنیم.
حق داریم شوخ طبع باشیم اما حق نداریم لودگی کنیم.
حق داریم شوخ طبع باشیم اما حق نداریم حق دیگران را ضایع کنیم.
در یک کلام شوخ طبعی یعنی اینکه چهره ای بشاش داشته باشیم و خنده را برای شاد شدن و شاد کردن بکار بگیریم نه برای مواردی که در بالا گفتیم

شاید این سوال پیش بیاید که چطورمیتوانیم در شرایط سخت بخندیم ؟

جواب : خندیدن و شوخ طبعی یک مهارت است و برای اینکه هر مهارتی مثل رانندگی کردن و یا موسیقی زدن را یاد بگیریم باید ساعتها و در شرایط مختلف تمرین کنیم بنابراین خندیدن و شوخ طبعی هم یک مهارتی است که نیاز به زمان و تمرین زیاد دارد.
2.به آینده خوش بین باشیم:
ما درباره آینده چگونه فکر میکنیم مساله مهمی است .سالهاست که یکی درمیان اتفاق های خوب و بد برایم میافتد .پس به این نتیجه رسیده ام که زندگی دارای فراز و نشیب است در این میان فقط کار من این است که بعد اتفاق بد یک راه حل برای برطرف کردن آن مشکل پیدا کنم و آن را به یک اتفاق خوب تبدیل کنم

روش پرورش این مهارت

تاب آوری

1. هدف را درست قطعه قطعه کنیم

معمولا آنقدر هدف ها را بزرگ انتخاب میکنیم که رسیدن به آن هدف خودش یک معضل بزرگ میشود. بنابراین باید یاد بگیریم که هدف های خود را به قطعه ها کوچک تری تقسیم کنیم تا بتوانیم آرام آرام و پیوسته به به آن برسیم،
خوردن ساندویچ یک هدف است برای تمام شدن ساندویچ اما برای تمام کردن ساندویچ باید آن را تکه تکه گاز بزنیم
درسته؟
بنابراین هر موقع هدفی را بزرگ دیدید یاد این مثال بالا بیوفتید .

2. تقویت انگیزه

همه ما میدانیم فردی که بی انگیزه است افسرده هم هست و همه ما میدانیم فردی که انگیزه ندار هیچ دلیلی برای رشد کردن و ادامه دادن هم ندارد.

نمیخواهم از دید نصیحت نگاه کنید اما تنها راه این است که یک قلم و کاغذ برداریم و عوامل های افسردگی و بی انگیزگی را لیست کنیم و بعد سعی کنیم آن ها را برطرف نماییم.

در مقاله بعدی به عوامل مهم در این رابطه اشاره خواهم کرد.

شاید این مقاله برای شما جالب باشد.

سخنرانی در خون ماست

سخنرانی در خون ماست

پادکست

سخنرانی تو خون ماست

طی این مقاله به شما ثابت خواهیم کرد که همه انسان ها استعداد سخنرانی را دارند البته توجه داشته باشید که من منظورم انسان های بالغی که توان تکلم و صحبت کردن را داشته باشند هست و البته دارای قدرت تاب آوری ویژه ای هم هستند، یعنی با تلاش و تکرار به این مهارت بسیار عالی یعنی سخنرانی مجهز شوند.

دلیل اول :

اولین دلیل برای اینه ثابت کنیم همه انسان ها سخنران هستند این است که ما انسان ها مجهز به ابزار قدرتمندی بنام مغز هستیم که به کمک آن میتوانیم کلمات و واژه ها را طوری در کنار هم قرار دهیم که به راحتی ذهن مخاطب و شنوده را در تسخیر کلام خود درآوریم حالا این مخاطب میتواند یک نفر باشد میتوانند صد نفر باشند البته شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شود که تمام حیوانات هم بخشی بنام مغز در سرشان هست اما  متخصصان علوم اعصاب بر این باورند که مغز انسان ها دارای ویژگی هایی است که این ویژگی ها هرگز در مغز حیوانات دیده نمیشود و دلیلش این است که ما میتوانیم با کمک مغزمان درباره جهان هستی فکر کنیم حتی میتوانیم با استفاده از این ابر ابزار تکرار نشدنی دست به خلق چیزهای جدید بزنیم.

 

دلیل دوم :

سخنرانی یک مهارت است و هر مهارتی نیاز به یکسری ابزار نیاز دارد

بطور مثال برای اینکه بتوانیم یک ابزار موسیقی را بنوازیم حتما باید انگشتانی سالم داشته باشیم که بتوانیم با سرعت مهارت موسیقی را یاد بگیریم

(البته به این موضوع هم کاملا آگاه هستم انسان هایی که دارای نقص در انگشتانشان هستند هم در بعضی موارد توانسته اند یک نوع ابزار موسیقی را یاد بگیرند)

حالا نکته قابل تامل اینجاست که ابزار اصلی و مهم در سخنرانی، قدرت تکلم میباشد بنابراین هر انسانی که دارای ابزار تکلم است به راحتی میتواند صحبت کند و کسی که بتواند برای یک نفر صحبت کند با کمی تمرین کردن میتواند همان صحبت ها را برای تعداد بیشتری انجام دهد

در واقع ابزار تکلم انسان از بخش هایی مانند هنجره، گلو، دندان ها، زبان و کام دهان تشکیل شده است و سالم بودن هر کدام از این اجزا میتواند تاثیر بسیار زیادی در سخنرانی داشته باشد

دلیلی سوم:

سومین دلیل برای سخنران شدن این است که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و برای این اجتماعی بودنمان نیاز به صحبت کردن داریم در واقع انسانی که صحبت نکند با سرعت زیاد به سمت افسردگی پیش میرود. بعید میدانم که شما فردی را بشناسید که بسیار پر حرف و خوش مشرب باشد و از طرفی افسرده هم باشد. همانطور که انسان ها دوست دارند حرف بزنند به همان نسبت هم دوست دارند که به حرف دیگران گوش دهند حالا هر کسی که بتواند مهارت خوب صحبت کردن در جمع را فرا گیرد به همان نسبت هم میتواند انسان موفقی هم برای خود و هم برای جامعه باشد البته با کسب درآمد عالی

دلیل چهارم

بسیاری از انسان ها بر این باورند که فقط انسان های برونگرا میتوانند سخنران های خوبی باشند منظورم از برون گرایی یعنی افرادی که خیلی پر انرژی و پر سروصدا هستند میباشد اما این کاملا اشتباه است مثلا افرادی مثل ادیسون و استیو جابز و بیل گیتس و هیتلر افرادی با درون گرایی شدیدی میباشند اما میبینیم که در بسیاری از سخنرانی هایشان بسیار با قدرت و باجذبه صحبت میکنند

دلیل چهارم

در تمام حرفه هایی که مشغول به کار هستیم درواقع یک جورایی داریم با سخنرانی و فن بیان، یا حرف هایمان را به دیگران میفروشیم و یا اینکه داریم کالایمان را به خریدارها معرفی میکنیم بطور مثال اگر پدری بخواهد درباره یک موضوع مهم که سلامتی فرزندش را تهدید میکند صحبت کند اگر با فن بیان متناسب با فرزندش نتواند درست ارتباط برقرار کند قطعا آن فرزند از روی میل به حرف های پدرش گوش نخواهد کرد دقیقا مثل ما دهه شصستی ها که معمولا پدرهایمان نظراتشان را بر اساس زور و اجبار به خورد ما میدادند .

اگر هم یک فروشنده و یا یک کارمند باشیم باز هم با کلاممان داریم عقایدمان را به دیگران انتقال میدهیم.

دلیل پنجم

صحبت کردن مهم ترین و قوی ترین و سریع ترین ابزار ارتباطی انسانها میباشد درواقع هیچ ابزاری انقدر کارا نبوده که بتواند با این سرعت انتقال اطلاعات بدهد بطور مثال فرض کنید که شما بخواهید متن صحبت هایتان را بر روی کاغذ بنویسید و به دست نفر مقابلتان بدهید فکر میکنید برای یک ساعت صحبت کردن چند ساعت زمان لازم هست که تمام گفته هایتان را روی برگه کاغذ بنویسید و چقدر زمان لازم هست که فرد مقابلتان بخواهد این نوشته را بخواند. بدتر از آن اینکه اگر قرار باشد شما به جای صحبت کردن برای صد نفر بخواهید برای تک تک آنها

حرف هایتان را بنویسید و بعد از نوشتن تازه آنها اقدام به خواندن آنها کنند.

این ها تمام دلایلی هست که من شما را به فکر کردن درباره آنها دعوت میکنم .

 

اما با تمام این دلایل یک حلقه گم شده برای سخت بودن و ترسناک بودن هنر سخنرانی و فن بیان هست.

یعنی نداشتن مربی

اجازه بدهید که به دوران کودکیمان برگردیم تقریبا دو سالمان بود که با تلاش های زیاد پدر و مادرمان اولین کلمات بصورت کاملا ناواضح از دهانمان خارج شد و شروع کردیم به صدا کردن نام بابا یا  نام مامان درسته؟

دواقع مادر و پدرمان  اولین مربی های سخنرانی ما بودند که ابتدایی ترین و اصلی ترین آموزش های مربوط به سخنرانی را به ما دادند.

رفته رفته ما در صحبت کردن خیلی ماهر شدیم و در هر دقیقه ده ها سوال از والدین خود میپرسیدیم خب چی کار باید میکردیم ما را به دنیایی آوردند که پر از ناشناخته های جالب بود. اما همین سوال های بی مورد کار دستمان داد و با سوال پرسیدن های بی مورد آنها را کلافه میکردیم و همین موضوع باعث میشد که والدینمان به ما بگویند یکم ساکت باش خسته شدم انقدر حرف میزنی . زمانی که به میهمانی می رفتیم پدر و مادرمان میگفتند هر موقع رفتیم فلان جا حق نداری زیاد صحبت کنی مثل بچه های خوب بشین و گوش کن ببین دیگران چی میگن، چقدر خنده دار هست آنها ما را آموزش دادند که حرف بزنیم اما حالا میگن حرف نزنیم. این موضوع مثل این است که به ما یک ابزار موسیقی بدهند و بعد بهترین آموزش را در اختیارمان قرار دهند و ما هم به یک نوازنده خوب تبدیل شویم و حالا که توانستیم این مهارت را در خودمان ایجاد کنیم از این به بعد حق نداریم که از این مهارت استفاده کنیم و یا اینکه فقط روزی یک ساعت حق استفاده از آن را داریم

 

خبر خوب

خبر خوب اینکه ما همین حالا میتوانیم دوباره کار را از اول شروع کنیم یعنی با خواندن یک کتاب آموزش سخنرانی و یا حضور در یکی از کارگاه های آموزش سخنرانی بتوانیم این مهارت را برای بار دوم در خودمان تقویت کنیم و هم از این مهارت خاص لذت ببریم و هم اینکه از آن کسب درآمد بسیار خوبی داشته باشیم

 

سخنرانی یعنی دانش خود را با کلام زیبا و نافذ به خورد ذهن تشنه مخاطبین خود بدهیم.

فکر میکنم این پنج دلیل بتواند شما را قانع کند که سخنرانی در خون ما انسان ها هست و با کمی تمرین و ممارست به راحتی میتوانیم آنچه را که در ذهنمان هست به دیگران انتقال دهیم و اگر محتویات ذهن ما از مطالعات علمی بر گرفته شده باشد که نتایج بسیار خوبی در نوع کسب و کار ما هم خواهد داشت.