سخنرانی در خون ماست

سخنرانی تو خون ماست

طی این مقاله به شما ثابت خواهیم کرد که همه انسان ها استعداد سخنرانی را دارند البته توجه داشته باشید که من منظورم انسان های بالغی که توان تکلم و صحبت کردن را داشته باشند هست و البته دارای قدرت تاب آوری ویژه ای هم هستند، یعنی با تلاش و تکرار به این مهارت بسیار عالی یعنی سخنرانی مجهز شوند.

دلیل اول :

اولین دلیل برای اینه ثابت کنیم همه انسان ها سخنران هستند این است که ما انسان ها مجهز به ابزار قدرتمندی بنام مغز هستیم که به کمک آن میتوانیم کلمات و واژه ها را طوری در کنار هم قرار دهیم که به راحتی ذهن مخاطب و شنوده را در تسخیر کلام خود درآوریم حالا این مخاطب میتواند یک نفر باشد میتوانند صد نفر باشند البته شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شود که تمام حیوانات هم بخشی بنام مغز در سرشان هست اما  متخصصان علوم اعصاب بر این باورند که مغز انسان ها دارای ویژگی هایی است که این ویژگی ها هرگز در مغز حیوانات دیده نمیشود و دلیلش این است که ما میتوانیم با کمک مغزمان درباره جهان هستی فکر کنیم حتی میتوانیم با استفاده از این ابر ابزار تکرار نشدنی دست به خلق چیزهای جدید بزنیم.

 

دلیل دوم :

سخنرانی یک مهارت است و هر مهارتی نیاز به یکسری ابزار نیاز دارد

بطور مثال برای اینکه بتوانیم یک ابزار موسیقی را بنوازیم حتما باید انگشتانی سالم داشته باشیم که بتوانیم با سرعت مهارت موسیقی را یاد بگیریم

(البته به این موضوع هم کاملا آگاه هستم انسان هایی که دارای نقص در انگشتانشان هستند هم در بعضی موارد توانسته اند یک نوع ابزار موسیقی را یاد بگیرند)

حالا نکته قابل تامل اینجاست که ابزار اصلی و مهم در سخنرانی، قدرت تکلم میباشد بنابراین هر انسانی که دارای ابزار تکلم است به راحتی میتواند صحبت کند و کسی که بتواند برای یک نفر صحبت کند با کمی تمرین کردن میتواند همان صحبت ها را برای تعداد بیشتری انجام دهد

در واقع ابزار تکلم انسان از بخش هایی مانند هنجره، گلو، دندان ها، زبان و کام دهان تشکیل شده است و سالم بودن هر کدام از این اجزا میتواند تاثیر بسیار زیادی در سخنرانی داشته باشد

دلیلی سوم:

سومین دلیل برای سخنران شدن این است که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و برای این اجتماعی بودنمان نیاز به صحبت کردن داریم در واقع انسانی که صحبت نکند با سرعت زیاد به سمت افسردگی پیش میرود. بعید میدانم که شما فردی را بشناسید که بسیار پر حرف و خوش مشرب باشد و از طرفی افسرده هم باشد. همانطور که انسان ها دوست دارند حرف بزنند به همان نسبت هم دوست دارند که به حرف دیگران گوش دهند حالا هر کسی که بتواند مهارت خوب صحبت کردن در جمع را فرا گیرد به همان نسبت هم میتواند انسان موفقی هم برای خود و هم برای جامعه باشد البته با کسب درآمد عالی

دلیل چهارم

بسیاری از انسان ها بر این باورند که فقط انسان های برونگرا میتوانند سخنران های خوبی باشند منظورم از برون گرایی یعنی افرادی که خیلی پر انرژی و پر سروصدا هستند میباشد اما این کاملا اشتباه است مثلا افرادی مثل ادیسون و استیو جابز و بیل گیتس و هیتلر افرادی با درون گرایی شدیدی میباشند اما میبینیم که در بسیاری از سخنرانی هایشان بسیار با قدرت و باجذبه صحبت میکنند

دلیل چهارم

در تمام حرفه هایی که مشغول به کار هستیم درواقع یک جورایی داریم با سخنرانی و فن بیان، یا حرف هایمان را به دیگران میفروشیم و یا اینکه داریم کالایمان را به خریدارها معرفی میکنیم بطور مثال اگر پدری بخواهد درباره یک موضوع مهم که سلامتی فرزندش را تهدید میکند صحبت کند اگر با فن بیان متناسب با فرزندش نتواند درست ارتباط برقرار کند قطعا آن فرزند از روی میل به حرف های پدرش گوش نخواهد کرد دقیقا مثل ما دهه شصستی ها که معمولا پدرهایمان نظراتشان را بر اساس زور و اجبار به خورد ما میدادند .

اگر هم یک فروشنده و یا یک کارمند باشیم باز هم با کلاممان داریم عقایدمان را به دیگران انتقال میدهیم.

دلیل پنجم

صحبت کردن مهم ترین و قوی ترین و سریع ترین ابزار ارتباطی انسانها میباشد درواقع هیچ ابزاری انقدر کارا نبوده که بتواند با این سرعت انتقال اطلاعات بدهد بطور مثال فرض کنید که شما بخواهید متن صحبت هایتان را بر روی کاغذ بنویسید و به دست نفر مقابلتان بدهید فکر میکنید برای یک ساعت صحبت کردن چند ساعت زمان لازم هست که تمام گفته هایتان را روی برگه کاغذ بنویسید و چقدر زمان لازم هست که فرد مقابلتان بخواهد این نوشته را بخواند. بدتر از آن اینکه اگر قرار باشد شما به جای صحبت کردن برای صد نفر بخواهید برای تک تک آنها

حرف هایتان را بنویسید و بعد از نوشتن تازه آنها اقدام به خواندن آنها کنند.

این ها تمام دلایلی هست که من شما را به فکر کردن درباره آنها دعوت میکنم .

 

اما با تمام این دلایل یک حلقه گم شده برای سخت بودن و ترسناک بودن هنر سخنرانی و فن بیان هست.

یعنی نداشتن مربی

اجازه بدهید که به دوران کودکیمان برگردیم تقریبا دو سالمان بود که با تلاش های زیاد پدر و مادرمان اولین کلمات بصورت کاملا ناواضح از دهانمان خارج شد و شروع کردیم به صدا کردن نام بابا یا  نام مامان درسته؟

دواقع مادر و پدرمان  اولین مربی های سخنرانی ما بودند که ابتدایی ترین و اصلی ترین آموزش های مربوط به سخنرانی را به ما دادند.

رفته رفته ما در صحبت کردن خیلی ماهر شدیم و در هر دقیقه ده ها سوال از والدین خود میپرسیدیم خب چی کار باید میکردیم ما را به دنیایی آوردند که پر از ناشناخته های جالب بود. اما همین سوال های بی مورد کار دستمان داد و با سوال پرسیدن های بی مورد آنها را کلافه میکردیم و همین موضوع باعث میشد که والدینمان به ما بگویند یکم ساکت باش خسته شدم انقدر حرف میزنی . زمانی که به میهمانی می رفتیم پدر و مادرمان میگفتند هر موقع رفتیم فلان جا حق نداری زیاد صحبت کنی مثل بچه های خوب بشین و گوش کن ببین دیگران چی میگن، چقدر خنده دار هست آنها ما را آموزش دادند که حرف بزنیم اما حالا میگن حرف نزنیم. این موضوع مثل این است که به ما یک ابزار موسیقی بدهند و بعد بهترین آموزش را در اختیارمان قرار دهند و ما هم به یک نوازنده خوب تبدیل شویم و حالا که توانستیم این مهارت را در خودمان ایجاد کنیم از این به بعد حق نداریم که از این مهارت استفاده کنیم و یا اینکه فقط روزی یک ساعت حق استفاده از آن را داریم

 

خبر خوب

خبر خوب اینکه ما همین حالا میتوانیم دوباره کار را از اول شروع کنیم یعنی با خواندن یک کتاب آموزش سخنرانی و یا حضور در یکی از کارگاه های آموزش سخنرانی بتوانیم این مهارت را برای بار دوم در خودمان تقویت کنیم و هم از این مهارت خاص لذت ببریم و هم اینکه از آن کسب درآمد بسیار خوبی داشته باشیم

 

سخنرانی یعنی دانش خود را با کلام زیبا و نافذ به خورد ذهن تشنه مخاطبین خود بدهیم.

فکر میکنم این پنج دلیل بتواند شما را قانع کند که سخنرانی در خون ما انسان ها هست و با کمی تمرین و ممارست به راحتی میتوانیم آنچه را که در ذهنمان هست به دیگران انتقال دهیم و اگر محتویات ذهن ما از مطالعات علمی بر گرفته شده باشد که نتایج بسیار خوبی در نوع کسب و کار ما هم خواهد داشت.

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *